ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

408

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

تتش ، ملكشاه ، ارسلان ، بورى برس ، [ 1 ] طغرل تتش را بپادشاهى شام نشانده بود و نسل او آنجاست بحلب ، و برادرش قاورد پادشاهى كرمان داشت و هنوز فرزندان او ملك كرمانند ، و سلطان الب ارسلان در ايام قايم بود نه سال ، و بعد او سلطان معظم ابو الفتح ملكشاه بن محمد بنشست بپادشاهى ، و ارسلان ارعون [ 2 ] را خراسان داد بهرى و ديگر برادران را همچنين ولايتها داد ، و عالم از داد و نظام [ 3 ] الملك بياسود ، چون عم او قاورد را طمع افتاد در مملكت [ 4 ] ، به ظاهر همدان و قاورد گرفتار ( 265 - ب ) شد و او را بقلعه امير سيد [ 5 ] بهمدان بازداشتند ، و از آن پس او را همان جايگاه بكشتند ، و گوهر آيين خادم ملازم آن كار بود ، و بسيار دشمنان را مقهور كرد ، و پادشاهى خجسته دولت و سايه بود بر سپاهى و رعيت ، پس سوى ما وراء النهر رفت ، و سمرقند بستد بحرب ، و خانهء خانيان از تخمهء افراسياب و خزينهاى ايشان جمله با احمدخان بعراق آورد ، و تا اوز كند برفت و به همه كامرانى بازگشت بسوى اصفهان ، و درين عهد باصفهان مذهب باطنيان تازه كرده بودند و بهر جاى دعوى كردند و قوت گرفتند و قلعهاء محكم بدست آوردند ، پس اندر سنهء اربع و ثمانين و اربعمائه سلطان عزم بغداد كرد ، [ و ] اندر خمس [ و ] ثمانين [ 6 ] سلطان را فرمان حق رسيد ، و گويند دارو دادندش و او را سه پسر بود بركيارق ، محمد ، سنجر [ 7 ] و سلطان ملكشاه اندر ايام مقتدى بود [ بيست ] سال از بعد او سلطان معظم ابو المظفر بركيارق ملكشاه بنشست بجاى پدر ، و كار تاج الملك ابو الغنائم بزرگ شده بود ، تا

--> [ ( 1 ) ] ك : و خلف الب ارسلان من الاولاد ملكشاه و اياز و تكش و بورى برش و تتش و ارسلان ارغو و ساره و عايشه و بنتا آخر ( 10 ص 26 ) عماد : بورى برس و ارسلان ارغون و غيره . . . [ ( 2 ) ] عماد كاتب : ارسلان ارغون ( قاهره ص 45 ) راحة الصدور : ارسلان ارغون عم بركيارق ( 143 - ليدن ) [ ( 3 ) ] كذا ظ : داد نظام [ ( 4 ) ] ظ كلمهء : و جنگ افتاد از متن افتاده [ ( 5 ) ] كذا . و نام قلعه در تواريخ ديده نشد و گويند با لشكر همراه بردندش بدر همدان و بشبى زهرش دادند ( راحة الصدور 127 ) و كامل : بدست گوهر آئين خبه كردند ( 10 - 29 ) عماد كاتب : غلامى ارمنى يك چشم بامر گوهر آئين خبه كردش و قاورد همى تضرع مىنمود ( قاهره ص 46 ) [ ( 6 ) ] اصل : و سلطان [ ( 7 ) ] عماد : اربعة بنين : بركيارق ، محمد ، سنجر و محمود و كان محمود طفلا ( ص : 76 قاهره )